|
|
|
|
|
سلام
به روز بودنم دردسر داره ها! دوست داشتم زودتر شعر بذارم تو وبلاگ.اما فرصت نمی شد. ایندفعه یکی از شعرای قدیمی خودمو بخونید. همیشه که نمیشه شعر خوب براتون بذارم تو وبلاگ! من نه نان و نه نام مي خواهـم
التفاتت مـــدام مي خــواهــم
نه اديبـم ، نه شاعــــرم ، امــا عاشـقـم ، همكلام مـي خواهم از شـــراب نگــاه پــر شــورت جيره هر صبح و شام مي خواهم قسمت عاشقان اگـر درد است من همان را تمام مي خواهم تا كه در شعــر من شـرار افتد واژه را از تـو وام مي خـواهـم قصه كوته كنم كه در ره وصل دور دنيا به كـام مـي خواهـم |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384ساعت 21:29 توسط حسن زنگانه
|
|
||